کــــار آفرینــــ بلاگــــ

بلاگیــــ برایــــ امروزیــــ ها

5 تکنیک کاربردی  Onboarding برای جذب بیشتر کاربر به سمت برنامه های موبایل

5 تکنیک کاربردی Onboarding برای جذب بیشتر کاربر به سمت برنامه های موبایل

 

5 تکنیک کاربردی  Onboarding برای جذب بیشتر کاربر به سمت برنامه های موبایل

 

5 تکنیک کاربردی  Onboarding برای جذب بیشتر کاربر به سمت برنامه های موبایل . زمانی بود که UX به معنای کامل طراحی ظریف و زیبای بصری بود. ولی هر چه بیشتر پیش می رویم بیشتر متوجه می شویم که فاکتورهای بسیار زیادی روی تجربه کاربری تاثیر می گذارند. در حال حاضر یک interface و یا واسط زیبا برای جذب کاربر کافی نمی باشد.
دامنه UX به تدریج گسترش زیادی پیدا کرده و در حال حاضر نیز شامل خیلی چیزها از قبیل محتوای وب سایت , نحوه فرمت , پیامهای تبلیغاتی و CTA ها , خدمات مشتریان و همچنین ارزش کلی محصول می باشد. پس زمانی که در مورد UX خوب صحبت می کنیم , بلافاصله تصویری از یک کاربر شاد و راضی جلوی چشم می آید که به هر قیمتی شده باید رضایت وی را جلب کرد.

خوب سئوال اصلی این است , چگونه می توانیم یک کاربر را شاد نگه داریم ؟
جواب : با رفع تمام مشکلات وی از هر راهی که ممکن می باشد.
یکی از این راهها استفاده از Onboarding می باشد.

Onboarding (همراه نگه داشتن کاربر در طول عمر برنامه های موبایل ) کاربر چیست؟

Onboarding کاربر به معنای یک سری از فعالیتهایی است که توسط آنها می توان از کاربرانی که برای بار اول به وب سایتی سر می زنند , یک کاربر فعال و همیشگی ساخت. البته باید به یاد داشته باشید که این سری فعالیتها به شکل یک روند جاری می باشند و کاری نیست که با یکبار انجام دادن نتیجه ای حاصل کند. به عبارتی دیگر با استفاده از onboarding کاربر اولین تجربه استفاده از محصولی انچنان لذت بخش خواهد شد که کاربر برای همیشه آن را در ذهن خود داشته و دوباره از آن محصول (وب سایت و یا برنامه ) استفاده خواهد کرد.

بنابراین جریان درست onboarding کاربر فقط منتهی به تعدادی از عوامل بصری و یا تکمیل فرم های بامزه نخواهد شد چرا که این کارها باعث حل مشکل کاربر نمی شوند. شما باید در همان ابتدای روند کار ارزش خود را به کاربر نشان بدهید . با توجه به تعداد بسیار زیاد برنامه های موبایل ای که هم اکنون در بازار وجود دارند , برنامه موبایل شما باید از همان نگاه اول از بقیه متفاوت باشد و شما باید این حس را از همان ابتدای راه اندازی در کاربر ایجاد کنید.
Onboarding کاربر باید او را به جایی برساند که با خود این فکر را بکند "این همان چیزی است که من می خواستم".

نحوه طراحی جریانی خوب از Onboarding کاربر جهت استفاده در برنامه های موبایل:
اول از همه بیایید قبول کنیم چنین روندی کاملا بستگی به نوع محصول در دست دارد. به عنوان مثال , اگر Onboarding کاربر را برای SaaS انجام می دهید , مطمئنا کاری متفاوت با Onboarding برای برنامه های موبایل پیش رو دارید. همیشه به یاد داشته باشید که برای چه کسی می خواهید طراحی کنید و چه اهدافی را دنبال می کنید.

خوب ولی بهتر است الان روی Onboarding مناسب برای برنامه های موبایل تمرکز کنیم.
چه چیزی باعث می شود که یک کاربر از برخی از برنامه ها به صورت دائم استفاده کرده و برخی دیگر از آنها را به محض باز کردن از گوشی خود پاک کند؟

واضح است که شما نمی توانید پاسخگوی نیازهای همه باشید , ولی اگر کاربری برنامه موبایل شما را دانلود و سپس آن را پاک کند یعنی به اندازه کافی متقاعد کننده نبوده است . پس به عنوان پله اول و برای کمی تحقیق در مورد Onboarding کاربر , بهتر است مصاحبه ای با چند کاربر موفق راه اندازی کنید و در طی آن بپرسید که چه چیزی از یک برنامه می خواهند و یا انتظار دارند , چه چیزی باعث حل مشکلاتشان شده و انتظار چه چیز بیشتری را دارند.
در حالت ایده ال Onboarding کاربر به تجربه اولی کاربر کمک کرده و از آن خاطره ای به یاد ماندنی می سازد و این باعث می شود که وی را به کاربری فعال و دائمی تبدیل می کند. البته گفتن آن خیلی راحت تر از انجام آن است , با این حال تکنیکهایی وجود داشته که به طراحی جریان Onboarding خیلی خوب برای برنامه های موبایل تان کمک خواهد کرد.

 

1. آموزش تعاملی یا Walkthrough


در حالی که بسیاری از نشریات walkthrough را همان onboarding حساب می کنند, من به شخصه آن را بخش مهمی در onboarding شمرده ولی قطعا این دو را یکی نمی دانم. آموزش یک راه بسیار خوب برای خوش آمد گویی به کاربر می باشد ولی این کار باید با احتیاط فراوانی صورت گیرد , چراکه اگر به کاربر چیزهایی را یاد بدهید که از قبل می دانسته باعث سر رفتن حوصله وی و عصبی شدنش می شوید.
بنابراین اگر در ویژگی ها و واسط برنامه چیزی وجود داشته باشد که باعث گیج شدن کاربر شود , بهتر است از walkthrough استفاده کنید. البته این آموزش باید به سرعت, راحت و بدون هیج تلاشی از طرف کاربر صورت بگیرد. هدف این آموزش نشان دادن کاربرد یک برنامه در آسان کردن زندگی کاربر است. پس موضوع آن باید در مورد محصول و نه در مورد واسط باشد .

 

2. دسترسی برنامه


خوب این بخش کمی سخت است چرا که اگر در موقعیت نامناسبی از کاربر اجازه انجام کاری را بخواهید باعث صدمه زدن به تجربه کاربری خواهید شد , حتی این ناراحتی می تواند منجر به پاک شدن برنامه نیز بشود. البته بد نیست به خاطر داشته باشید که کاربران iOS حق این را دارند که به برنامه ها اجازه کاری را بدهند , در حالی که تا راه اندازی Android M کاربران بیچاره اندروید چنین گزینه ای را نخواهند داشت. به هر حال نکته مهم این است که از سئوال کردن در مورد خدماتی که توانایی ارائه آنها را ندارید اجتناب کنید. البته اگر برنامه شما نیاز شدیدی به اطلاعاتی از طرف کاربر دارد , حتما قبل از اجازه خواستن از کاربر بهتر است چیزی برای ارائه به وی داشته باشید.
این همان قانون ساده ی متقابل می باشد که در کتاب "نفوذ" نوشته Robert Cialdini به بهترین شیوه شرح داده شده است. در ابتدا باید چیزی ارزشمند را به کاربر ارائه بدهید و در ادامه چیزی کوچک از وی بخواهید . به آنها اجازه بدهید به صورت مستقیم از برنامه استفاده کنند و در ادامه اطلاعاتی که برای کار کردن برنامه مهم هستند را درخواست کنید.

 

3. ثبت نام آسان و یا حذف آن


برای اینکه از اهمیت حذف ثبت نام آگاه شوید بد نیست از خودتان بپرسید که تا چه اندازه زمان برای هدر دادن دارید و چقدر از پر کردن فرم ثبت نام طولانی لذت می برید؟ حتما خیلی کم !!!!
پس یک برنامه موبایل ایده ال نیازی به ثبت نام "sign up" نخواهد داشت. با این حال اگر شما فرم ثبت نام دارید , می توانید از روش های مختلفی برای بهتر کردن آن استفاده کرده و مزاحمت بوجود آمده از این کار را به حداقل برسانید . تا جایی که می توانید این فرم را کوتاه و جامع طراحی کنید . سئوالات کمی بپرسید و از جواب های از پیش تعریف شده , پیش فرض هوشمندانه , اعتبار سنجی دورن خطی , نوار وضعیت تکمیل و یا هر گونه هک به درد بخور دیگری که به درد برنامه می خورد استفاده کنید.

 

4. ایمیل های چرخه زندگی و اعلامیه های لحظه ای (push notification)


حالا که تاثیر اولیه مناسبی روی کاربر ایجاد کرده اید , وقت آن رسیده تا به کاربران قبلی خود بپردازید . در چنین وضعی می توانید با استفاده از ایمیل ها و اعلامیه های لحظه ای کاربر را به یاد برنامه بیاندازید . ولی باز هم بیاد داشته باشید که این کار نباید با مزاحمت همراه باشد. اطمینان حاصل کنید که این اعلامیه های لحظه ای برای کاربر ارزشمند باشند.
شما همچنان می توانید از کمپین های ایمیل استفاده کنید که اساسا ایمیل هایی با نوشته های از قبل تایین شده می باشند که در فواصل مشخص شده ای مانند 1 , 2 , 3 روز و یا هر هفته یکبار به کاربر ارسال می شوند. با کمک این ایمیل ها شما می توانید کاربر را به سمت برنامه خود بکشانید , ویژگی هایی جدیدی را در برنامه خود معرفی کرده و به آنها کمک کنید تا حداکثر استفاده از این برنامه را ببرند. به عنوان مثال به Steller که یک برنامه social networking که در آن کاربران داستانهای بصری مختلفی را به اشتراک می گذارند نگاه کنید. Steller با ارسال ایمیلی روزانه با عنوان "Story of the day" یا داستان امروز کاربر را تشویق به ساختن داستانی جدید و یا حداقل جستجو در برنامه جهت دیدن داستان های جدید می کند.

 

5. خدمات مشتری و پشتیبانی


اینکه همواره احساس کنید که افرادی واقعی در پشت یک محصول قرار گرفته اند باعث برانگیخته شدن حس اطمینان می شود , افرادی که در صورت برخوردن به هر مشکلی که مرتبط با برنامه باشد به شما کمک کرده و به سئوالاتتان پاسخ می دهند. اهمیت به مشتری و تلاش جهت راضی و خوشحال نگه داشتن آنان باید جزو اولیت های تعریف شده شما باشد , حتی اگر در حقیقت نیز چنین چیزی نباشد , باید موفق شوید که این احساس را به کاربر القا کنید. جزو حیاتی ترین بخش های onboarding ساختن و نگه داشتن رابطه ای خوب با کاربر است . هیچ یک از تلاش های بازاریابی شما قابل مقایسه با کاربری راضی و خوشحال نخواهد بود . بنابراین باید تمام تلاشتان را جهت آموزش , گردآوری و نگه داشتن تیم پشتیبانی خوب بکنید.
همانطور که مشاهده کردید , onboarding کاربر خوب مستلزم تعهد و تلاش بی وقفه روزانه می باشد. شما باید استراتژی بازاریابی خود را بر پایه و اساس این تکنیک ها برقرار کنید , اما مهمتر از هر چیزی توانایی ارائه ارزش به کاربران می باشد. فقط زمانی می توانید از وجود یک محصول استراتژیک و یک برند قوی بهره مند شوید که از این تکنیک ها استفاده کرده و همه ی موارد توضیح داده شده در بحث onboarding را به کار ببرید.